تبليغاتX
رویای فریاد

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


رویای فریاد

 قلبم را موميايي خواهم كرد!

تا از عشق ابديتي بسازم.

تا در تاريخ...

ماندگار شوي!!!

 

تاسهايت را دوباره بريز !

اين جفت"يك"

ارزش "دو" را ندارد!

به هم نخواهيم رسيد!

 

دست و پايم را به تخت ببنديد!

بايد اين عشق را،

ترك كنم!!!

 

به اندازه چاي داغ شب هاي امتحان،

دوست دارمت اما....

اضطراب نمي گذارد

نه گرمايت را حس كنم

نه آرامشت را!!!

دوستش دارم با صدایی آهسته ،

آهسته تر از صدای بال پروانه ها      

به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند ،

 بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق

به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی،

چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد

فریاد دوستت دارم را میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان

رساند                

پس بذار بدونه هیچ شرمی بگویم دوستت دارم

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت11:19توسط مهتاب | |

افشاگری هم دانشگاهی احمدی نژاد
امیرمیانجی یکی از هم دانشگاهی های محموداحمدی نژاد در علم وصنعت با ارسال نامه به رییس جمهور که نسخه ای از آن را برای آینده ارسال کرده است:

بسمه تعالي
آقاي رئيس جمهور يادتان هست ؟!

جناب آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور محترم ، بنده هم دانش آموخته دانشگاه علم وصنعت هستم و با شما و اطرافيانتان از دوران داشجويي آشنايي دارم و اتفاقا در گروه بنديهاي سياسي جزو اصولگرايان به حساب مي آيم و مطالبي كه مي خواهم برايتان ياد آوري كنم را اصلا قصد نداشتم بيان كنم و براي خودم به عنوان خاطراتي از دوران تحصيل بايگاني كرده بودم لكن عملكرد 4 ساله حضرتعالي در دولت و مناظرات و سخنراني هاي شما مرا بدين فهم رساند كه حضرتعالي خود مصداق آيه شريفه " لم تقولون مالا تفعلون " هستيد و فكر كردم اين حق مردم است كه دليل اين مصداق را بدانند لذا جهت ياد آوري و تذكر براي شما و تنها گذاشتن شما با وجدانتان مطالبي را كه خود شاهد آن بودم را بيان مي كنم .

آقاي دكتر با فوق ليسانستان كاري ندارم و معتقدم هر طور كه بوده و نبوده نوش جانتان چون شاهد آن نبودم اما دكترايتان را خوب يادم هست كه بعد از انتخا ب به استانداري اردبيل دانشجوي دكتري شديد و استاد راهنمايتان هم وزير فعلي راه آقاي دكتر بهبهاني كه آنروزها رئيس دانشكده عمران بود ،شد .
آقاي دكتر بهبهاني را لااقل همه دانشجويان عمران و معماري مي شناسند و از گذشته و نظرات و عقايدشان اطلاع دارند كه چقدر سابقه درخشان انقلابي دارند ؟!!!!!!و حتي هنوز دانشجويان عمران كلاسهاي ايشان را بخاطر دارند كه از خاطراتشان در دورا ن تحصيل در آمريكا را با حسرت و ولع در سر كلاسهاي مختلط بيان مي كرد و چقدر اخلاق و ادب را مراعات مي كرد ؟!! و اتفاقا همان موقع هم جاي سوال بود كه كسي مثل احمدي نژاد انقلابي چرا استاد راهنمايش بهبهاني است ؟ جواب به اين سوال زياد طول نكشيد و در زماني كه حضرتعالي در واپسين روزهاي استانداري با عجله از دكتري دفاع نموديد روشن شد كه احمدي نژاد با بهبهاني چه سر و سري دارند !هر چند يكي انقلابي و ديگري ملي گراي مطلق است ! اما منافع هر دو حكم مي كند كه در مسئله دكتري با هم كنار بيايند .
آقاي دكتر مي شود بفرمائيد در طي دوران استانداري اردبيل كه اتفاقا لقب استاندار نمونه را هم از سردار سازندگي دريافت كرديد و دليل آن نيز پر كاري و تلاش شما عنوان شد ، چگونه به تحصيل هم رسيديد ؟ آنهم در مقطع دكتري عمران ؟ آيا آن موقع قانون منع تحصيل همزمان كاركنان دولت وجود نداشت ؟ يا براي شما كه استاندار نمونه بوديد و سابقه عضويت در شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه را داشتيد، استثنا قائل بود ؟!

آقاي دكتر از مسئله دكتري كه بگذريم عملكرد حضرتعالي در استانداري اردبيل هم جالب است ، من اصلا اشاره اي به پرونده نفت و غير نفت حضرتعالي يا همراهانتان نمي كنم فقط شاهد مثال از معاون فرهنگي و سياسي خودتان و شهرداري يكي از شهرهاي اردبيل مي آورم .

معاون فرهنگي آن زمان شما اكنون كارمند وزارت كشور است و لباس روحانيت را به كناري نهاده است و خودش مي گويد كه بعد از اردبيل فهميدم چگونه بايد زندگي كنم !!!و به همين دليل لباس روحانيت را كنار نهاده تا بهتر زندگي كند و معاون سياسي شما نيز اكنون در نهاد رياست جمهوري است همو كه بارها به دليل اختلاف نظر با شما در هزينه كرد و جانبداري از كانديداي خاص ،قهر يا استعفا كرد ! و هردو به فعاليت بي نظير شما در انتخابات سال 76 و حراج امكانات استانداري به نفع آقاي ناطق نوري شهادت مي دهند .!

آقاي رئيس جمهور يادتان هست شهردار پارس آباد را چگونه بر كنار كرديد ؟ همو كه با ارسال نمابري از مكه مكرمه به دفتر استانداري عزل شد !آيا دليل اين عزل را بخاطر داريد ؟ آيا خاطرتان هست كه به دليل مقاومتش در برابر خواست شما براي تبليغ ناطق نوري و استفاده از امكانات شهرداري چنين سزاوار برخورد قاطع شد !

شما حتي تحمل نكرديد از آخرين سفر حج عمره اي كه به حساب استانداري رفته بوديد باز گرديد و از همان مكه حكم عزلش را نوشته و به دفتر استانداري فكس كرديد ، ما هنوز خوب به خاطر داريم !!
آقاي رئيس جمهور يادتان هست كارخانه سيمان اردبيل چقدر پيشرفت فيزيكي داشت و شما براي خوش خدمتي به آقاي هاشمي آنرا چگونه افتتاح كرديد ؟ يكي از نقد هايي كه به دولت آقاي هاشمي مي شد افتتاح زود هنگام پروژه ها در پايان دوره رياست جمهوري بود ( همان كاري كه اكنون خود حضرتعالي انجام مي دهيد ) و يكي از اين پروژه ها هم كارخانه سيمان اردبيل بود كه تنها نوار نقاله انتهايي كارخانه را با آوردن كيسه هاي سيمان از كارخانجات ديگر افتتاح نموديد ! خاطرتان هست ؟يا آنقدر خاطره داريد كه گذشته هاي نه چندان دور را به خاطر نمي آوريد ؟
آقاي رئيس جمهور خواستم فقط ياد آوري نمايم كه از جيب ملت و بيت المال چه خدماتي براي آقايان ناطق نوري و هاشمي انجام داديد .

راستي آقاي رئيس جمهور چرا در انتخابات نهم استان اردبيل كمترين راي را به شما دادند ؟ مگر اولين استاندار اردبيل نبوديد ؟و مگر استاندار نمونه نبوديد ؟ پس چرا خدمات شما را ناديده گرفتند و كمترين راي را به شما دادند ؟! همه ميدانند كه مردم فهيم آذربايجان قدر دان مسئولين زحمت كش و خدوم خود هستند و در ميهمان نوازي هم زبان زدند اما چگونه شد كه راي مردم در اين استان اينگونه به كسي غير از شما تعلق گرفت ؟

آقاي رئيس جمهور من يادم نمي آيد حضرتعالي در زماني كه آقاي مهاجراني طرح تغيير قانون اساسي و تمديد مدت رياست جمهوري آقاي هاشمي را مطرح كرد در كدام روزنامه يا شبكه تلويزيوني به اين پيشنهاد عكس العمل نشان داديد ؟ اگر شما يادتان هست بگوييد تا با مراجعه به آن تجديد خاطره كنيم !

آقاي دكتر از استانداري اردبيل هم بگذريم .
- يادتان هست بلوا و آشوبي كه در سال 77 در دانشگاه علم وصنعت براي جملات سخنراني كه از آقاي هاشمي به عنوان سردار چاپندگي ياد كرده بود ،بر پا كرديد ؟ من آنروزها فكر مي كردم كه اين حركت براي جملاتي است كه سخنران در مورد فقه گفته بود ولي بعد ها ديدم كه شما بيشتر مسئله و مشكلتان با عنوان چاپندگي براي ستون خيمه انقلاب است ( تعبير خود حضرتعالي در روزهاي تحصن ) و فقه فقط براي شما دستاويزي برا تهييج دانشجويان و مردم است .

- يادتان هست حدود 10 روز دانشگاه را به تعطيلي كشانديد ؟

دوستانتان هم بودن آقايان دكتر محمد سليماني ، كامران دانشجو، حسين بلندي ،شهرام محمد نژاد ،علي احمدي و نصيري و ....

- يادتان هست كه تغذيه و منابع مالي تحصن از كجا ها مي رسيد ؟

- يادتان هست حتي در روزهاي تحصن به متحصنين مجرد وعده يك ميليون تومان هديه در صورت ازدواج را مي داديد ؟

- يادتان هست كه آقايان رامين ،علي احمدي ،برادرتان داوود ، و حاج آقاي ثمري مردم را از شهرك شهيد محلاتي "كه نامبردگان از ساكنين و فعالين مسجد شهرك بودند ، "جلوي درب اصلي دانشگاه مي آوردند و تهييجشان مي كردند ؟

يادتان هست كه از اين بلوا به انقلاب فرهنگي دوم تعبير مي كرديد و در صدد بوديد انقلاب فرهنگي دوم را از علم و صنعت شروع و به كل جامعه تعميم دهيد و جامعه را پاكسازي كنيد ؟
- يادتان هست چه در گيريهايي بين دانشجويان پديد آمد ؟

- يادتات هست به عنوان عضو شوراي متحصنين چه نظراتي داشتيد و تحصن را به كدام سو هدايت مي كرديد ؟

- يادتان هست كه در شبهاي آخر برخي دوستان دانشجوي شما كه اكنون در نهاد رياست جمهوري مدير كل روابط عمومي و ...هستند به همرا ه آن دوست غير دانشجويي كه از قم مي آمد و اكنون دبير ستاد راهيان نور است با قيچي آهن بر كه دزدان برا ي بريدن قفل از آن استفاده مي كنند، سعي در بريدن قفل و زنجير درب اصلي دانشگاه و هدايت مردم تهييج شده، به داخل دانشگاه، براي ايجاد درگيري داشتند و اينها با اطلاع كامل شما بود ؟

- يادتان هست به دنبال خونريزي و كشتار در دانشگاه بوديد ؟ آنهم بخاطر عنوان چاپندگي براي آقاي هاشمي ؟!!

امروز مطمئنم كه اين كارها براي دفاع از فقه نبود كه اگر چنين بود در مقابل توهين به پيامبر (ص) در آموزش و پرورش تحت مديريت دوستان خود ساكت نمي نشستيد .

آقاي دكتر يادتان هست كه اگر درايت و تدبير حضرت آيت الله حميدي مسئول نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه نبود كه در روز آخر اعلام كردند:" ادامه تحصن را حرام ميدانند " چه اتفاقي مي افتاد ؟ يقينا خيلي بدتر از 18 تير معروف مي شد و من يادم هست كه نظر اين عالم بزرگوار ابو الشهيد را هم قبول نداشتيد و چه تلاشي داشتيد كه حتما انقلاب فرهنگي دوم را با خونريزي آغاز نماييد!

رئيس جمهور عزيز ديگر به ماجراي كتك كاري دكتر صالحي كه در زمان رياست شما بر شهرداري اتفاق افتاد و كتك زنندگان شب قبل با شما ديدار كردند و بعد از كتك كاري هم در شهرداري مشغول شدند نمي پردازم !

جناب رئيس جمهور مطلب ديگري كه خاطر مان را آزرد خطاب شما به آقاي دكتر محسن رضايي در ايفاي نقش نوشاندن جام زهر به حضرت امام بود ! ميدانم كه محسن رضايي بزرگتر از آن است كه در اين باب براي شما جوابي بدهد براي همين هم برخودم لازم ميدانم كه از فرمانده دوران دفاع مقدسمان دفاع كنم .

مي دانم كه آقا محسن هنوز قصد ندارد برخي نا گفته ها را بگويد و ميدانم كه از شما نخواهد پرسيد در 8 سال جنگ كجا بوديد ؟

ميدانم كه شخصيت آقا محسن اجازه نمي دهد شما را مقابل دوربين 70 ميليوني كنف كند !
اما آقاي رئيس جمهور من سوالي دارم
جناب آقاي دكتر ممكن است بفرمايئد بين سالهاي 59 تا 66 كجا تشريف داشتيد ؟ ممكن است بفرمايئد در عملياتهاي ثامن الائمه ،طريق القدس ،فتح المبين ،بيت المقدس ، رمضان ، والفجرهاي مقدماتي و يك ، محرم و مسلم ابن عقيل ، خيبر و بدر ،والفجر هشت ،‌كربلاي 4و 5 ، بيت المقدس 2و3 و والفجر10 كجا بوديد ؟ و فرماندهي كدام يگان را بر عهده داشتيد ؟ نگران ريا نباشيد كه قبلا با انتشار عكسهايتان با لباس بسيج مرتكب اين عمل شده ايد و يا با انتشار عكسهاي بازديد از مناطق عملياتي جنوب اين عمل را بخوبي انجام داده ايد !

آقاي دكتر مي شود احكامي كه براي فر ماندهي گردانها يا تيپهايي كه بر عهده داشتيد را هم منتشر نماييد تا مردم بيشتر با خدمات و زحمات شما آشنا شوند و ارادت ما به شما كاملتر گردد ؟
جناب رئيس جمهور وقاحت دارد از كسي كه فقط 6 ماه در سال پاياني جنگ براي گرفتن عكس يادگاري در گردان مهندسي حضور داشته از نوشاندن جام زهر حرف بزند .

آقاي دكتر اگر سنتان اجازه حضور در جنگ نمي داد حرفي بود لكن شما در سالهاي 59 و 60 دانشجو بوديد نمي توانيد عذري در عدم حضورتان در نبرد هاي خرمشهر و سوسنگرد و ... داشته باشيد .
جناب رئيس جمهور بنده به خودم جرات مي دهم و در اين مورد مي گويم لطفا ساكت !

چرا كه اگر شما و يارانتان كه در لباس مقدس پاسداري هم از جبهه گريزان بودند ، در جنگ حضور پيدا مي كرديد شايد در رمضان يا خيبر و بدر جنگ بامشكل كمبود نيرو و امكانات مواجه نمي شد ، كمر دشمن در قطع ارتباط بصره با بقيه خاك عراق مي شكست و امام مجبور به نوشيدن جام زهر نمي شد .
آقاي دكتر شما كه سنگر پشت ميز فرمانداريها و استانداريها را به حضور در جنگ ترجيح داديد حق اظهار نظر در باره جنگ و پايان آنرا نداريد
آقاي دكتر اي كاش فقط به عدم حضور اكتفا مي كرديد اما دوستانتان پا را از اين هم فراتر گذاشته و تفرقه و نفاق را هم به جمع لشگرها تزريق مي كردند تا مانع موفقيت ياران امام باشند و اكنون وجدانهاي سالم قضاوت خواهند كرد كه جام زهر دست چه كساني بود .
جناب دكتر ما سالها به مدرك دانشگاهيمان افتخار مي كرديم كه در دانشگاهي تحصيل كرده ايم كه سرداراني چون احمد متوسليان ، محمود شهباز ي ،يوسف كابلي و محمد حسن درولي و....در آن تحصيل كرده اند اما اكنون عارمان مي آيد كه بگوئيم علم و صنعتي هستيم براي اينكه رئيس جمهوري چون شما كه سراسر تناقض و عوامفريبي است از اين دانشگاه سر بلند كرده ، اما نه ما باز هم به علم و صنعتي بودنمان افتخار خواهيم كرد چرا كه مردم ميدانند حساب شما با مرداني چون متوسليان و شهبازي و .... جداست و افتخار ماهم به وجود همان مردان مرد است و نه كسي چون شما.

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت0:24توسط مهتاب | |

 


tehrani.jpg
قلم - «در انتخابات شرکت می‌کنم و می‌خواهم طبق قانون اساسی از حقوق شهروندی‌ام استفاده کنم.»

به گزارش قلم نیوز، هدیه تهرانی در گفت و گو با سایت سرو اظهار کرد: من به آقای موسوی رای می دهم، به دلیل اینکه حس می‌کنم با شرایط پیش آمده در حوزه سیاست خارجی، اقتصادی و به خصوص هنری، کشور نیاز به تحول اساسی دارد.

وی ادمه داد: فکر می‌کنم آقای موسوی با توجه به سوابق کاری‌اش در دوران نخست وزیری و شعارهایی که از ایشان می‌شنوم، فرد بسیار مناسبی برای تصدی پست ریاست جمهوری است. من برای ایشان دعا می‌کنم چون شرایط سختی در پیش دارد و امیدوارم خیلی سریع بتواند اوضاع آشفته به وجود آمده را مهار کند.

تهرانی همچنین مشارکت همه مردم را در نتیجه این انتخابات موثر خواند.

عزت‌الله انتظامي: ما مديون موسوي هستيم

entezami.jpg

کلمه: استاد «عزت‌الله انتظامي» در حالي که اين روزها پس از عمل جراحي پا، دوران نقاهت خود را در منزل شخصي‌اش مي‌گذراند، از ميرحسين موسوي حمايت کرد و اظهار اميدواري کرد تا شرايط رفتن به پاي صندوق‌هاي رأي برايش فراهم شود.
انتظامي که به تازگي جراحي پاي راست انجام داده و اکنون در منزل بستري است، در گفت‌وگو با «کلمه» گفت: پيش از همه اين جريانات سياسي اخير، در جلسه‌اي که در فرهنگستان هنر برگزار شده‌بود، گفته بودم که ميرحسين موسوي مدير شايسته‌اي بوده و هست.

آقاي بازيگر ادامه داد: من در شوراي تئاتر فرهنگستان هستم و او را مي‌شناسم. همان‌طور که بهشتي در سينما تأثيرگذار بوده، موسوي هم در عرصه هنرهاي تجسمي و مديريت هنري موفق عمل کرده است.

وي صراحتا اعلام کرد: من به موسوي رأي مي‌دهم اما نمي‌دانم شرايط جسماني‌ام اجازه رفتن به پاي صندوق‌هاي رأي را فراهم کند يا نه. چون عمل سخت پروتزي روي پاي راستم انجام شده و نمي‌دانم اوضاع چگونه پيش خواهد رفت.

انتظامي در پايان گفت: ما مديون موسوي هستيم و قطعا اگر شرايط مناسبي داشتم، در فعاليت‌ براي پيروزي او تلاش مي‌کردم اما الان به زحمت مي‌توانم کاري انجام دهد يا روي مسئله‌اي تمرکز کنم.
makhmalbaf.jpg
محسن مخملباف، کارگردان نام آشنای کشورمان که فیلم‌هایش هنوز هم خاطرات و افتخارات بسیاری را برای ما زنده می‌کند در یادداشتی که در اختیار یاری قرار گرفت حمایت خود را ازمیرحسین موسوی اعلام کرد و به روایت افکار و اندیشه‌های میرحسین موسوی پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این یادداشت با عنوان«صف و صد یا کمی بهتر؟» بدین شرح است:

1.یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.

در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."

من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.

2.منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.

آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.

در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.

آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.

من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.

3.می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد.

3.سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.

در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.

4.برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.

کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...

5.بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.

از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.

موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.

از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.

در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.

او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.

6..بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.

درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود.

7.در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.

اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.

اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی درساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟

فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام ، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.

8.می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد ،در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم ، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟

مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.

وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.

چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟

آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.

انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.

از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیده‌اید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟

برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.

مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟

9.نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم ، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.

متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست.

جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است ، مردم به اوباما رای می دهند ، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.

در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.

بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.

وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.

برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.

این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.

در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.

مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است ، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند.آن ها رای می دهند.آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچگاه در سطح کلان سیاسی ، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران ، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است.و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود.در دوران قبل دختران آقای هاشمی بخصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. وخدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کند...

10.به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن."

گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."

محسن مخملباف

rahnama.jpg

کلمه- «نه به عنوان یك بازیگر كه به عنوان یك زن ایرانی ،یك مادر و یك نویسنده می خواهم در انتخابات شركت كنم و انتخاب من و همسرم حتما مهندس میرحسین موسوی خواهد بود».‌

بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار روزنامه «کلمه سبز» ضمن اعلام این مطلب گفت: ‌طبق روالی كه از 16 سالگی داشته‌ام تا الان همیشه در صحنه انتخابات حاضر بوده‌ و در تصمیم‌گیری‌های مهم برای كشورم شركت داشته‌ام.

رهنما مجددا تاکید کرد: این تصمیم‌گیری‌ها صنفی نیستند و ما باید از حقوق شهروندی خودمان استفاده كنیم؛ این حق مسلم ماست كه بتوانیم رای بدهیم. در انتخابات شركت می‌كنم و رای من هم آقای موسوی خواهد بود.

این بازیگر سینما و تلویزیون افزود: با مدیریت بحرانی كه آقای موسوی در سال‌های اول انقلاب داشته‌اند و این در ذهن و خاطر همه ایرانیان مانده مطمئنم ایشان بهترین گزینه برای ریاست‌جمهوری هستند. من و همسرم با مطالعه و پیگیری سخنرانی‌های آقای موسوی و شناختی که از ایشان داریم تصمیم گرفتیم.

وی ادامه داد: من هیچ توقع صنفی و شخصی از آقای موسوی ندارم و فقط به عنوان یك ایرانی برای سربلندی ایران عزیز در انتخابات شركت می‌كنم و واقعا می‌خواهم آقای موسوی در كنار همسر و سایر همراهانشان به این مهم دست پیدا كنند.
رهنما گفت: ‌من و همسرم امیدواریم بهترین اتفاق ممكن بیافتد و آقای مهندس موسوی به عنوان رئیس‌جمهور كشور با حضور مجدد خودشان شكوفایی و پیشرفت كشور را رقم بزنند. ما می خواهیم ایرانی آباد و آزاد و پاك داشته باشیم و این را با حضور مهندس موسوی تحقق یافته می‌بینیم
tabrizi.jpg

«چهار کاندیدای مطرح در این دوره انتخابات ریاست‌جمهوری وجود دارد و به گمانم، بهترین آنها میرحسین موسوی‌است.»

و بدین ترتیب کمال تبریزی، کارگردان پرطرفدار ایرانی رای خود را به نام مهندس میرحسین موسوی، کاندیدای اکثریت احزاب اصلاح‌طلب و روشنفکران ثبت می‌کند.

تبریزی با اشاره به شعار معروف «دولت فرهنگی، فرهنگ غیردولتی» که میرحسین موسوی آن را راس برنامه‌های خود قرار داده‌است، گفت: «بسیار شعار خوبی‌ست اگر عملی بشود. در این صورت اتفاقات بزرگی در عرصه فرهنگ و هنر رخ خواهد داد.»

وی اضافه کرد: «ما اگر بتوانیم هنرمندان را تشویق کنیم که غیردولتی باشند، موفقیت بزرگی کسب کرده‌ایم، اما متسافانه همواره این گرایش چه در دولت‌ها و چه در میان هنرمندان وجود داشته‌است که هنرمند دولتی باشد.»

کمال تبریزی پیش از این زمانی که سیدمحمد خاتمی هنوز از انتخابات ریاست‌جمهوری انصراف نداده‌بود، از او حمایت کرده‌بود تا خود را به عنوان یک سینماگر اصلاح‌طلب معرفی ک
drashidi.jpg

داود رشیدی تاکید كرد در انتخابات آینده از میرحسین موسوی حمایت خواهدکرد.
اين هنرمند باسابقه تئاتر ، سينما و تلويزيون که در همایش موج سوم سخن می‌گفت با بیان اینکه من اولین بار است که در متینگ انتخاباتی شرکت می کنم و این به خاطر علاقه به آقای خاتمی است، گفت: من به دعوت آقای خاتمی به اینجا آمدم تا از میرحسین موسوی حمایت کنم به خاطر دوران درخشان نخست وزیری داشتم و به خاطر احترام به فرهنگ و هنر و در این 20 سال احترام میرحسین موسوی به فرهنگ و هنر زبانزد بود.
ehsaee.jpg
پایه گذار نقاشی خط در ایران معتقد است که میرحسین موسوی نسبت به اتفاقاتی که در جامعه رخ می دهد بی تفاوت نیست و می تواند امور مربوطه را هدایت کند.

به گزارش سایت «قلم»، سید محمد احصایی با بیان این مطلب گفت:«متاسفانه شور زندگی از جامعه امروز رخت بربسته و ناامیدی بین توده های مردم در حال گسترش است.صداقت، احساس مسئولیت و اخلاق جمعی جای خود را به دروغ و ریا داده و همین امر توازن کشور را به هم زده است.»

به گفته او موسوی می آید تا با دشمنان خردورزی، غوطه وران در بی برنامگی و همین طور ناامیدی نسل جوان و هدر رفتن سرمایه های ملی مقابله کند.این نقاش خاطرنشان کرد:«تحقیر خردورزی محرک اصلی ابتذال گرایی برای تحقیر جامعه است که باعث می شود ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم از بین برود.»

احصایی گفت:«متاسفانه در حال حاضر فاصله بین دولت و توده مردم کمرنگ شده و به همین دلیل دولت نمی تواند به خوبی نیازهای اقتصادی،‌ فرهنگ و اجتماعی مردم جامعه را برطرف کند.»

این هنرمند در ادامه افزود:«مردم ایران نتوانسته اند به اندازه استعداد و توانایی های خود رشد کنند.چرا ورود به دانشگاه باید آرزوی جوانان ما باشد؟»

وی با تاکید بر شعار «ایرانی پیشرفته پایبند به قانون و ‌عدالت »گفت:«میرحسین موسوی به طور حتم نمی تواند در برابر این اتفاقات ساکت باشد و بی تفاوتی معلمان، نزول علمی دانشگاه ها و نگاه سرد جوانان را تحمل کند.»

احصایی اظهار امیدواری کرد که مهندس موسوی بتواند مقام علم و تحقیق را به جایگاه اصلی خود بازگرداند.او گفت:«موسوی خون دل خورده و به خوبی با مسائل جامعه آشناست.او می تواند مفاهیم مدرن علمی را جایگزین قالب های سنتی کند تا مردم جامعه به خودباوری برسند و روح جدیدی در جامعه و هنر و فرهنگ ایران دمیده شود.»


mokhtabad.jpg

قلم - موسوی برایم بسیارعزیزاست که به این جلسه آمده ام و تا به حال برای هیچ کاندیدایی این کاررا نکرده ام .

عبدالحسین مختاباد ،خواننده وموسیقیدان با بیان این مطلب ، به دیدگاه های فرهنگی و هنری میر حسین موسوی که در جلسه دیدار امروز با اهالی فرهنگ وهنرابرازشد، گفت : بحث هایی موسوی دیدگاههای خوبی بود و امیدوارم ایشان این حرف ها راعملیاتی کنند .

مختاباد با اشاره به مشکلات عرصه فرهنگ وهنرگفت :فرهنگ وهنرحوزه پرچالشی است ومشکلات وچالش های این حوزه نیز به سادگی قابل رفع نیست .

او ادامه داد: حل برخی از این مشکلات نیزبه دست رییس جمهورنیست ومتاسفانه دراین مدت آدم هایی سکان هدایت فرهنگ را دردست گرفته اند که حتی توانایی نوشتن فرهنگ را ندارند چه برسد با آشنایی باآن.

noori.jpg

استاد محمدنوری، پیشکسوت بزرگ عرصه هنر و موسیقی کشور در گفتگو اختصاصی با خبرنگار قلم نیوز ضمن اعلام حمایت « قطعی » از مهندس موسوی گفت: «بنده از ایشان طرفداری دارم و برای ایشان و همسرشان که هر دو از اهالی فرهنگ و هنر هستند آرزوی موفقیت دارم. »

وی افزود:‌ بنده برای مهندس موسوی احترام قائلم و امیداورم ایشان با پیشینه درخشانی که دارند و نام نیکی که از خود برجای گذاشته‌اند همواره پیروز و سربلند باشند.

استاد محمد نوری در حالی این سخنان را در حمایت از مهندس موسوی مطرح کدر که در بستر بیماری بود و به زحمت سخن می‌گفت.

قلم نیوز برای ایشان و همه هنرمندان کشور آرزوی سلامتی دارد.

drakbari2.jpg
متن پیام حمایت از مهندس میرحسین موسوی

باسمه تعالی

جامعه اسلام پناه و خدا جوي ايران براي پاسخگويي به نداي دل خود از هيچ كوششي دريغ نخواهد كرد و جملگي براي توفيق مهندس مير حسين عزيز به ميدان مي آيند تا خدمتگزاري شايسته را بر مسند اجرائي مملكت بنشانند.

از همه امت دلسوز نظام الهي و به ويژه از روشنفكران و نخبگان و دانشگاهيان بزرگوار دعوت مي شود يك روز نذر روزه براي پيروزي اين دردانه حضرت امام (ره) و رهرو مقام معظم رهبري بنمايند تا انشا الله با برپائي دولتش ايران و ايراني هر چه سريعتر به سمت افق هاي روشن چشم انداز بيست ساله حركت كند .انشا الله تعالي مقبول درگاه حضرت احديت جل و علا واقع شود.


دكتر محمد اسماعيل اكبري

استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

farhang.jpg

داریوش فرهنگ در گفتگو با خبرنگار قلم نیوز حمایت خود را از کاندیداتوری مهندس موسوی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.

این کارگردان و بازیگر مشهور سینما و تلویزیون با بیان این که اهل سیاست بازی نیست و هرگز نه محافظه‌کار و نه مصلحت‌جو نبوده‌است افزود: من آقای موسوی را از دوره دانشگاه می‌شناسم. او مردی شریف، با هوش و لایق است.

هنرمند برجسته کشورمان تصریح کرد: برگ برنده مهندس موسوی تنها نخست وزیر شرایط سخت جنگ نیست. بلکه برگ برنده اصلی او به روز بودن است. چون جامعه ایرانی امروز سخت نیازمند این مشخصه است.

وی که در حین این گفتگو در شهرک سینمایی مشغول ضبط فیلم جدید خود بود گفت: از همین‌جا برای او سلام و درود می‌فرستم و خوش‌آمد می‌گویم که بعد از سال‌ها مجددا مرد سیاست شد و آرزو می‌کنم که با دست پر آمده‌باشد.

rashidi.jpg

متاسفانه امروز به وضعیتی رسیده‌ایم این که نه سینما داریم نه تئاتر و نه کتاب. امیدوارم که با روی کار آمدن دولت جدید این مشکلات حل شود.


این بازیگر سینما و تئاتر با ذکر این موضوع و اعلام حمایت خود از مهندس موسوی به قلم نیوز گفت: داشتن یک کشور قدرتمند علاوه بر توجه به فرهنگ نیازمند اقتصاد قوی هم هست. مهندس موسوی هم علاوه بر اینکه اهل فرهنگ هستند با مدیریت اقتصادی‌شان می‌توانند ایران را به یک کشور قدرتمند تبدیل کنند.
وی همچنین با انتقاد از وضعیت فعلی فرهنگ در ایران گفت :متاسفانه امروز به وضعیتی رسیده‌ایم این که نه سینما داریم نه تئاتر و نه کتاب. امیدوارم که با روی کار آمدن دولت جدید این مشکلات حل شود.
وی با اعلام این که کوچکترین شکی برای دفاع از میرحسین ندارد گفت: من مطمئنم کسی که آقای خاتمی او را تایید می‌کند و به نفعش کنار می‌رود بهترین گزینه است.

kakaee.jpg

عبدالجبار کاکایی شاعر برجسته کشور، در یادداشتی اختصاصی برای قلم نیوز، حمایت خود را از کاندیداتوری مهندس موسوی در انتخابات اعلام کرد.
متن این یادداشت زیبا را در ادامه می‌خوانید:
به معمار سال‌های سکوت
به پشت بام تماشای شما نیامده‌ام، برای شما دست تکان نداده‌ام و منظر نگاه شما را ندیده‌ام اما چون شما با سکوت حرف زده‌ام در این سال‌ها.
آقای مهندس
می‌دانم شما از جنس خالص جنگید. از جنس جوانی ما با آرمان‌های آبرومند.
حس می‌کنم برادران یوسف شما را در بیست سال چاه سکوت انداختند و اکنون آمده‌اید تا عزیز مصر شوید.
ای جنس نسلی هستید که غم‌های جهان را در دل داشت.
نسلی که در نقطه جوش 57 به حرف آمد، زبان گشود، جنگید، و سکوت کرد.
نسلی که تنها شنید و دید و به تلخی خندید و خندید تا امروز که در سینماهای شهر به نام جنگ به آرمان‌هایش می‌خندند. رویاهای بزرگ من دستاویز مضحکه برادران یوسف شده است.
پایان صبوری شما آغاز امیدواری من است.

عبدالجبار کاکایی

bagheri.jpg

قلم - افق اندیشه و نگاه موسوی هم در شناسایی پیشینه افتخار آمیز ما و هم نگاه امروز موثر است

موج حمایت شاعران و هنرمندان از میرحسین موسوی همچنان ادامه دارد. پس از اعلام حمایت قطعی داریوش مهرجویی، حسام الدین سراج، فاطمه راکعی، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی و ... اکنون ساعد باقری ضمن اعلام حمایت شخصی، از وحدت رای انجمن شاعران برای حمایت از مهندس موسوی خبر داد.
این شاعر بزرگ کشورمان در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار قلم نیوز ضمن اعلام این خبر تاکید کرد: در جلساتی که با شاعران داشته‌ایم تعجب آور بود که همه شاعران در حمایت از آقای موسوی وحدت رای دارند.
رئیس شورای شعر سازمان صدا و سیما گفت: دوستان ما در انجمن شاعران در تلاشند که با پاسخگویی به سوالات شاعران جوان‌تر شناخت آنها را نسبت به آقای موسوی بیشتر کنند و به این نسل درباره فعالیت‌ها و شخصیت‌ ایشان آگاهی بدهند.
این ترانه سرا که نقش مهمی در ساخت و اجرای سرود ملی جمهوری اسلامی داشته‌است، صداقت، امین بودن، خوشفکری، داشتن افق نگاه باز، متین و موقر بودن، هدفمند و برنامه‌ریز، هنرمند و هنرشناس بودن را از جنبه‌های مثبت شخصیت آقای موسوی از نگاه خود دانست.
وی ادامه داد: افق اندیشه و نگاه موسوی هم در شناسایی پیشینه افتخار آمیز ما و هم نگاه امروز موثر است.

mehrjooee.jpg
اغتشاش اقتصادی فعلی در کشور و تغییر دائم مدیریت‌ها نشان دهنده عدم شناخت علمی و کارشناسی است
داریوش مهرجویی، کارگردان مطرح سینمای کشور در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار قلم نیوز ضمن تاکید بر این مطلب که قطعا در انتخابات آینده از مهندس میرحسین موسوی حمایت می‌کنم، گفت: آقای مهندس موسوی با شناخت مدیریتی که دارند، قطعا بسیاری از مشکلات را رفع می‌کنند.
این استاد بزرگ سینمای ایران تصریح کرد: شناخت مدیریتی یکی از مسائل مهمی است که دولت کنونی اصلا توجهی به آن نداشته‌ است.
وی افزود: این شناخت علمی است که در دانشگاه یک رشته تحصیلی به آن اختصاص داده شده است و باید با تحصیل علم و دانش به آن دست پیدا کرد.
به گفته پیشکسوت بزرگ سینمای ایران اغتشاش اقتصادی فعلی در کشور و تغییر دائم مدیریت‌ها نشان دهنده عدم شناخت علمی و کارشناسی است و به عقیده بنده آقای موسوی به این جنبه کار یعنی مدیریت توجه ویژه‌ای دارد. آقای مهندس موسوی به مدیریت و قانون‌مندی بسیار توجه دارد و این نکته مهمی است
hesam-seraj.jpg

حسام الدین سراج ضمن حمایت از موسوی گفت: حضور مهندس موسوی کمک بزرگی به ایران خواهد بود.

حسام الدین سراج هنرمند برجسته کشورمان رسما حمایت خود را از نامزدی میرحسین موسوی اعلام کرد و گفت: حضور مهندس موسوی کمک بزرگی به ایران خواهد کرد.

وی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار قلم نیوز ضمن اعلام این مطلب گفت:موسوی سرمایه ارزشمند ملی است.

موسوی بیش از همه هنر را می‌فهمد

این هنرمند ارزنده با اشاره به دیدگاههای هنری مهندس موسوی گفت: موسوی بیش از همه هنر را می‌فهمد ایشان خود هنرمند هستند و معنای هنر را به خوبی می‌فهمند.سراج ادامه داد: ایشان به خوبی ارتباط هنر را با مسائل سیاسی و اجتماعی می‌دانند. به این دلایل است که برنامه‌های ایشان حتما به سود هنر خواهد بود.

موسوی بهترین گزینه است

این خواننده مشهور کشورمان که خود نیز مانند مهندس موسوی کارشناس ارشد معماری از دانشگاه شهید بهشتی است در مورد استقبال هنرمندان از نامزدی مهندس موسوی تصریح کرد: هنرمندان به طور قطع از ایشان استقبال خواهند کرد. چون مهندس موسوی بیش از هر کاندیدای دیگری رویکرد هنری و فرهنگی دارد.وی افزود: مطمئنم که ایشان بهترین گزینه هستند.

mahmoodi.jpg
بزرگانی همچون زنده‌یاد سید حسن حسینی، زنده‌یاد قیصر امین‌پور، احمد عزیزی، یوسف‌علی میرشکاک و سید مهدی شجاعی کار خود را اولین بار زیر نظر مهندس موسوی آغاز کردند

سهیل محمودی در گفتگویی با خبرنگار قلم حمایت خود را از مهندس میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و گفت: ادبیات و هنر پس از انقلاب بیش از هر کسی وام‌دار میرحسین موسوی است.

گفت: ما شاعران نسل انقلاب کسانی بودیم که در سال 58 و 59 برای اولین بار در کنار مهندس موسوی جمع شدیم. کسانی که ادبیات پس از انقلاب را شکل دادند و امروز در این عرصه نامی پیدا کرده‌اند روزگاری تازه جوان‌هایی بودند که ایشان آن‌ها را جهت دهی می‌کرده است.

این شاعر بزرگ کشورمان از بزرگانی همچون زنده‌یاد سید حسن حسینی، زنده‌یاد قیصر امین‌پور، احمد عزیزی، یوسف‌علی میرشکاک و سید مهدی شجاعی به عنوان پیشتازان ادبیات انقلاب نام برد و گفت: این بزرگان و همچنین خود بنده کار خود را در صفحه صبح پنجشنبه در روزنامه جمهوری اسلامی و زیر نظر مهندس موسوی آغاز کردیم. ایشان اولین کسی بودند که جریان ادبیات و هنر پس از انقلاب را در ایران مدیریت کردند. جریانی که برخواسته از انقلاب و آموزه‌‌های دینی بوده‌است.

وی به سفر حج خود به همراه مهندس موسوی در سال 79 اشاره کرد و از آمادگی جمع کثیری از شاعران انقلاب و دفاع مقدس برای حمایت از ایشان خبر داد

+نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت17:48توسط مهتاب | |